X
تبلیغات
شعرهای دلتنگی

شعرهای دلتنگی

شعر و عکس

love

 

 

+ نوشته شده در  87/06/16ساعت 2 بعد از ظهر  توسط معصومه  | 




+ نوشته شده در  87/06/16ساعت 2 بعد از ظهر  توسط معصومه  | 




+ نوشته شده در  87/06/16ساعت 2 بعد از ظهر  توسط معصومه  | 

 

 

+ نوشته شده در  87/06/16ساعت 2 بعد از ظهر  توسط معصومه  | 

 

تو مثل یه اتفاقی که می خواد یه روز بیافته

مثل اون شعر تری که هیچ کسی هنوز نگفته

مثل قاب عکس زردی که نشسته روی دیوار

مثل اشک هایی که آروم می چکند رو سیم گیتار

دست تو حسیه مثل چیدن سیب های قرمز

مثل سینه ریزی که روش می نویسن بی تو هرگز

+ نوشته شده در  87/06/16ساعت 2 بعد از ظهر  توسط معصومه  | 

دیگه حتی دوست ندارم اسمی از تو من بیارم
 
برو و خیال نکن که هنوزم دوست دارم
 
تو مث دروغ ساده دلمو ازم گرفتی
 
رفتم از خیالت اما حیف که از یادم نرفتی
 
کاش از اول می دونستم چشمت دنبال اونه
 
من ساده فکر می کردم دل تو با من می مونه
 
یه روزی بی اختیار اومدم دنبال تو
 
دلمو پس مگیرم دیگه نیستش مال تو
 
منو شکستی تو چه آسون رفتی از کنار من
 
واسم هیچ خیالی نیست حالا که نیستی یار من
 
تو با این دورنگی ها یه روزی تنها می مونی
 
یه روزی این ترانه رو تو برای اون می خونی
+ نوشته شده در  87/06/16ساعت 2 بعد از ظهر  توسط معصومه  | 

گفتی که مرا دوست نداری

  گفتی که مرا دوست نداري گله اي نيست


بين من و عشق تو ولي فاصله اي نيست

گفتم که صبر کن و گوش به من دار


گفتي که نه بايد بروم حوصله اي نيست

پرواز عجب عادت خو بيست ولي


تو رفتي و ديگر اثر از چلچله اي نيست

گفتي که کمي فکر خودم باشم و آنوقت


جز عشق تو در خاطر من مشغله اي نيست

رفتي تو خدا پشت و پناهت به سلامت


بگذار بسوزد دل من مسئله اي نيست

+ نوشته شده در  87/06/16ساعت 2 بعد از ظهر  توسط معصومه  | 

--------------------------------------------------------------

 

اگر عشـق نبود ٬ 

 به کدامين بهانه می گرستيم و می خنديديم ؟!

  کدام لحظه ی ناياب را انديشه می کرديم ؟!

 و چگونه عبورروزهای تلخ را تاب می آورديم؟!

  آری ! بيگمان پيش از اينها مرده بوديم ٬

   اگر عشـق نبود


 

 مجبت
همه نقاشی شديم با دستای تو مهربــــــون
دو تا رو با هم کشيدی يکی رو بی همزبون
به يکی نونوايی دادی به يکی يه لقمه نون
اون يکی صد تا نشونه يکی بی نام و نشون
به يکی قصر طلايی، به يکی گوشه خـاک
يکی دو تا چتر داره، يکی مونده زير بارون

بالای نقاشیـــــتو دادی به هر کی پول داره
ولی با اين همه پول هيچکی مجبت نداره
پايیـــــن نقاشيتم درســـــته پولی نــــــدارن
ولی چـهره اونا عشقــــو به يادم میــــاره
ای خــــدا کاری بـــکن از آدمای نقاشیـــت
يکی هم پیـــدا بشـه بذر محبـــت بــکاره

 

 

+ نوشته شده در  87/06/16ساعت 1 بعد از ظهر  توسط معصومه  | 

خداییش عاشقی یعنی این

 

گفتمش دل می خری پرسید چند؟

گفتمش دل مال تو تنها بخند..

خنده کرد ودل ز دستانم ربود

تا به خود باز اومدم او رفته بود

دل ز دستش روی خاک افتاده بود

جای پایش روی دل مانده بود

 

 


باز هم می گم که خیلی دوست دارم

 

وقتي به آسمون نگاه ميکني، دوست داري کدوم ستاره مال تو باشه؟ به اوني که کم نور تره قانع باش چون اوني که پر نور تره را، همه نگاه ميکنن!!

--------------------------------------------------------------
تو میری و من فقط نگاهت می کنم , تعجب نکن که چرا گریه نمی کنم , بی تو یک عمر فرصت برای گریستن دارم اما برای تماشای تو همین یگ لحظه باقیست

--------------------------------------------------------------
الهي تو خورشيد بشي و من زمين !! تا سالي 1 بار من دوره تو بگردم و توام سالي 365 بار دور من بگردي !!!

--------------------------------------------------------------

تمام زندگی را از دریا بیاموز , زیرا برای در اغوش گرفتن ساحل ارام و قرار ندارد .

--------------------------------------------------------------

فراموش کن چیزی را که نمی توانی به دست آوری ..........
و به دست آور چیزی را که نمی توانی فراموش کنی .

--------------------------------------------------------------
اگه یه پروانه روی سرت نشست تعجب نکن چون .............
من آدرس قشنگترین گله دنیا رو بهش دادم , گلم .

--------------------------------------------------------------

تورا چون آرزوهایم همیشه دوست خواهم داشت
به شرطی که مرا در آرزوی خویش نذاری

 

 

 

+ نوشته شده در  87/06/16ساعت 1 بعد از ظهر  توسط معصومه  | 

بی تو هرگز

 با خود عهد کردم شاید فراموشت کنم

 

نفس هایم را حبس کردم

 

پرده ای سیاه به یاد آویختم


زندگی را فراموش کردم


شاید فراموشت کنم


خاطراتت را آتش زدم ،

 

به عشق نفرین کردم


رویایت را ناباورانه در دورترها ریختم


تا آسمان پروا

تو به شفافی شبنم روی برگا

 من مثه یه برگ زردی که می افته از درختا

 تو مثه طراوت گلای نرگس ،

 روی قلبم من نوشتم بی تو هرگز

 

ز کردم


شاید فراموشت کنم

 

اما ....

+ نوشته شده در  87/06/16ساعت 1 بعد از ظهر  توسط معصومه  |